توضیحات
چاپ و ارسال قاب عکس با کیفیت شهید ابراهیم هادی
جهت طراحی شفارشی و پیگیری محصولات در ایتا پیام دهید: ۰۹۱۶۴۵۰۰۹۳۳
خاطره شهید ابراهیم هادی:
وقتی چراغها خاموش شد…] +گفتم: -آقا ابرام! اینها ڪی هستند دنبال خودت میاری؟! + با تعجب پرسید: -چطور؟ -چی شده؟! +گفتم: دیشب این پسر دنبال شما وارد هیئت شد. بعد هم آمد و کنار من نشست. حاج آقا داشت صحبت میکرد. از مظلومیت امام حسین «علیهالسلام» و ڪارهای یزید میگفت. اینپسر هم خیرهخیره و با عصبانیت گوش میڪرد. -وقتی چراغها خاموش شد، بهجای اینکه اشڪ بریزه، مرتّب فحشهای ناجور به یزید میداد! ابراهیم داشت با تعجّب گوش میڪرد. یکدفعه زد زیر خنده. +بعد هم گفت: عیبی نداره، این پسر تا حالا هیئت نرفته و گریه نڪرده. مطمئن باش با امام حسین «علیهالسلام» که رفیق بشه تغییر میکنه. ما هم اگر این بچهها رو مذهبی کنیم هنر کردیم. دوستیِ ابراهیم با اینپسر به جایی رسید که همه کارهای اشتباهش را کنار گذاشت. او یکی از بچههای خوب ورزشکار شد.
















دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.