hasan1377 – برگه 74 – شهدا مارکت
تمامی سفارشات با ضمانت کیفیت بالا ارسال خواهد شد، با خیال راحت سفارش دهید

سبد خرید کوچک

  خاطرات شهدا : دع کن شهید بشم ؛ شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی     محمد داشت با دخترم صحبت می‌کرد و من همزمان صحبت‌هایشان را گوش می‌کردم که به دخترم گفت: به مامان بگو برام زن بگیره که من وسط حرفهایش آمدم و گفتم تو هنوز بچه‌ای! به محض اینکه متوجه شد من […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : فرمانده گمنام ؛ شهید حاج حسین خرازی گفتیم باید هم خوب باشه. حالا حالا ها کارش داریم. اصلا گوشی رو بده به خودش.» به بچه های امداد بی سیم می زد بروند بیاورندش عقب. می گفت « حتما ها». یکی از پیغام هاش را نشنیدم. از بی سیم چیش پرسیدم « چی […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : جواب امام را چه بدهم؟ شهید صیاد شیرازی     «از این لحظه که دستور صادر شده، من، از دیگرانی که این طرح را دادند، محکم تر خواهم ایستاد و هیچ تخطی ای را هم نخواهم بخشید.» ایشان حقیقتا آخرین نفری بود که صحنه عملیات بدر را ترک کرد. می گفت می […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : پیشنهاد اجباری خوابیدن ؛ شهید رجایی     در جلساتی که بعد از ظهر با معاونان و مسئولان وزارتخانه [آموزش و پرورش] داشت گاه از فرط خستگی حالت چرت به او دست می‌داد که مشاهده آن برای دیگران صورت خوشی نداشت. این امر ما را وادار کرد تا در نخست وزیری در […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : لبیک یا حسین(ع) ؛ خاطره شهید مدافع حرم مصطفی خلیلی     وقتی گفت می‌خواهد برود از شنیدن حرف‌هایش تعجب کردم  گفتم اصلاً به شما نیاز نیست که بخواهید به آنجا بروید. شما روحانی هستید و می‌توانید همین‌جا بمانید و مردم خودمان را هدایت کنید اما می‌گفت رفتن به جمع مدافعان حرم […]

ادامه مطلب

سفارش ها یک روزه آماده و ارسال میشه خدمتتون. با خیال راحت سفارش بدین.... رد کردن