منو

سبد خرید کوچک

  شهدای مدافع حرم حسن قاسمی دانا و رضا سنجرانی     عرض کنم خدمتتون که ، شهید رضا کارمند بانک بود و عاشق زن و بچه اش ، سبحان رو خیلی دوس داشت ولی اهل بیت رو بیشتر … سوریه که جنگ شد جونش رو کف دستش گرفت و رفت … حالا بگذریم که […]

ادامه مطلب

  دلنوشته مادر شهید مدافع حرم عباس دانشگر     عباس من برای مردن حیف بود. او باید شهید می‌شد. این اواخر فوق‌العاده شده بود، نماز خواندنش را خیلی دوست داشتم، خیلی زیبا نماز می‌خواند. با نگاه کردن به او هنگام نماز آرامش می‌گرفتم. یقین داشتیم عباس شهید می‌شود. وقتی پسرم رفت از خدا خواستم […]

ادامه مطلب

  عشق به امام خامنه ای شهید سید علی زنجانی و حاج مهدی سلحشور   شهید مدافع حرم سید علی زنجانی به روایت مداح اهل بیت حاج مهدی سلحشور؛ سید علی عزیز ما دنیائی از صفا و صمیمیت بود. عشق به شهادت در دریای زلال چشماش موج می‌زد. پارسال گفت حاج مهدی بریم یه سر […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : خاطره هیات رفتن شهید سعید علیزاده   در ایام محرم هر شب،هم به هیات محبین سر می زد،هم به هیات علمدار،دست آخر هم هیات اباعبدالله(ع).برایش فرقی نمی کرد که هیات اولی باشد یا دومی یا سومی،همانطور که در هیات اول اشک می ریخت و عزاداری می کرد با همان شدت و سوز […]

ادامه مطلب

  خاطره مادر شهید مصطفی صدرزاده   آبان سال ۱۳۹۰ بود, من اهواز خدمت پدر بودم ،ساعت ۱۴ متوجه شدم که سردار تهرانی مقدم و چندتا از نیروهایشان در انفجار موشکی شهید شدند. شب بود که مصطفی طبق معمول همیشه زنگ زد واحوال پرسی کردیم ولی اون صدای شاد همیشگی را نداشت، وقتی بیشتر ازش […]

ادامه مطلب