منو

سبد خرید کوچک

خاطرات شهدا : شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده – فداکاری فرمانده کمتر کسی میدونست فرمانده گردان شده.صحبت هایش همیشه با این حرف حضرت امیر بود:چه بسیارند عبرت ها و چه اندک عبرت گیرنده ها…دوستی رو چند روز قبل جایی دیدم که از همرزمان شهید بود . میگفت : مصطفی رو لحظه شهادت هم دیدم . […]

ادامه مطلب

خاطرات شهدا: شهید برونسی ماجرای کنترل نگاه از بیرون که برگشت خیره شد به چشمهام . . . گفت :کار مهمی پیش اومده باید برم. . .طبیعی و خونسرد گفتم :خب عیبی نداره برو ولی زود برگرد صداش مهربانتر شدو گفت : توی شهر کارم ندارن میخوام برم جبهه یک آن داغی صورتم را حس […]

ادامه مطلب