منو

سبد خرید کوچک

  خاطرات شهدا : اسارت و شهید حاج حسین خرازی   ما رو به خط کردند. از اول صف یکى یکى اسم و مشخصات مى پرسیدند، مى آمدند جلو.نوبت من شد. اسمم را گفتم. مترجم پرسید «مال کدوم لشکرى؟» گفتم «لشکر امام حسین». افسر عراقى یک دفعه پرید. موهایم را گرفت به طرف خودش کشید. داد […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : لقمه حلال در شکم مادر ، شهید حسین خرازی     هر کس خودش می داند چه کند تا فرزندش صالح شود اما جدای از اینکه حاج حسین از طرف خدا نمونه شده بود، دقت در خوردن نان حلال در پرورش حاج حسین بسیار مؤثر بود. من قبل از دوران تولد فرزندانم خیلی […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : فرمانده گمنام ؛ شهید حاج حسین خرازی گفتیم باید هم خوب باشه. حالا حالا ها کارش داریم. اصلا گوشی رو بده به خودش.» به بچه های امداد بی سیم می زد بروند بیاورندش عقب. می گفت « حتما ها». یکی از پیغام هاش را نشنیدم. از بی سیم چیش پرسیدم « چی […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : شهید حاج حسین خرازی : ما لشکر امام حسین (ع) هستیم   ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم . اگر برای خدا جنگ می‌کنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش کنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر کار برای خداست گفتنش برای چه؟در مشکلات است که […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : شهید عبدالرسول زرین گردان تک نفره شهید حاج حسین خرازی بارها همدوش با یکدیگر صحنه‌های پر خطر و نفس گیر را در کردستان و جنوب به چشم دیده‌ بودند. زرین بارها زخمی شد و ۶۰ درصد از کار افتادگی داشت. خرازی معافیت او را از رزم صادر کرده بود اما نشستن […]

ادامه مطلب