9164500933 98+ hasanghanbari8@gmail.Com
تابستان فوق العاده با 50% تخفیف! بریم تخفیف هارو ببینیم

سبد خرید کوچک

اهل دلی می‌گفت:
«چه زیباست گم شدن»
اوایل معنای حرف او را نمی‌فهمیدم! بعد ها از نوع رفتار “شهدای گمنام”، آنان که شبِ عملیات پلاک‌ های خود را می ‌آویختند تا بی‌نشان بمانند فهمیدم گم شدن یعنی چه…!

اهل دلی می‌گفت:
آنقدر در وادی عشق به خدا باید غوطه‌ور شوی تا نام و نشانی از تو نماند..
«هرچه باشد،خدا باشد و خدا…»

و این یعنی در وادی الهی گم شدن. شهدا چه زیبا این واژه‌ را صرف کردند…

«گم شدن» تا آنجا که گمنام شدند
و برای همیشه جاوید ماندند!
ای کاش می‌شد ما هم گم شویم…
تا آنجا که «گمنام» شویم.

همه جا بوی شهید ابراهیم هادی می آید
همه جا بوی شهید ابراهیم هادی می آید

همه جا بوی شهید ابراهیم هادی می آید

این روز ها همه جای این شهر تصاویری از شهید ابراهیم هادی را میبینیم. یکی کتابش را میخواند، یکی از مرام پهلوانی ابراهیم هادی میگوید، یکی از اخلاص او میگوید، دیگری از انسان دوستی و دستگیری های او حرف میزند.

و من طبق عادت هر روز به سلام میدهم و میگویم «سلام بر ابراهیم» سلام بر همان ابراهیمی که موقعی که میخواستند نام کتابش را انتخاب کنند قرآن را بازکردند و سوره ابراهیم باز شد که نوشته بود «سلام علی ابراهیم» یعنی خداوند هم به تو سلام میدهد. به راستی چه کرده ای که اینقدر در دل آدمیان که نه بلکه در وجود خداوند هم علاقه ای به تو پیداست…؟

خیلی ها را میشناسم که حتی از نام تو حاجت گرفته اند. خیلی از دختران بی حجاب که با نام تا با حجاب شدند، چه بسیار ورزشکارانی مانند محمد انصاری، شایان مصلح و… که مرام ورزش تو را در کار خود ادغام کرده اند و تو را الگوی خود قرار داده اند.

میشود با دل من هم کاری کنی ای ابراهیم…!؟

بخشی از زندگی نامه شهید ابراهیم هادی

ابراهیم دراول اردیبهشت سال ۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان دیده به هستی گشود. او چهارمین فرزند خانواده بشمار می رفت. با این حال پدرش مشهدی محمد حسین به او علاقه خاصی داشت.

او نیزمنزلت پدر خویش رابدرستی شناخته بود. پدری که باشغل بقالی توانسته بود فرزندانش را به بهترین نحو تربیت نماید.

ابراهیم نوجوان بود که طعم تلخ یتیمی را چشید. از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.

دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت ودبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان وکریم خان. سال ۵۵ توانست به دریافت دیپلم ادبی نائل شود. از همان سال های پایانی دبیرستان مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد.

حضوردرهیئت جوانان وحدت اسلامی وهمراهی وشاگردی استادی نظیر علامه محمد تقی جعفری بسیاردر رشد شخصیتی ابراهیم موثر بود. در دوران پیروزی انقلاب شجاعت های بسیاری از خود نشان داد.

او همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود. پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد. ابراهیم همچون معلمی فداکار به تربیت فرزندان این مرز وبوم مشغول شد.

اهل ورزش بود. با ورزش پهلوانی یعنی ورزش باستانی شروع کرد. در والیبال وکشتی بی نظیر بود. هرگز در هیچ میدانی پا پس نکشید ومردانه می ایستاد.

مردانگی اورا می توان در ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی درازو گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب مشاهده کرد. حماسه های او در این مناطق هنوز در اذهان یاران قدیمی جنگ تداعی می کند.

دروالفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه های گردان کمیل وحنظله در کانالهای فکه مقاومت کردند اما تسلیم نشدند.

سرانجام در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد. دیگر کسی او راندید.

او همیشه از خدا می خواست گمنام بماند. چرا که گمنامی صفت یاران خداست. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. ابراهیم سالهاست که گمنام وغریب در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.