منو

سبد خرید کوچک

  خاطرات شهدا : پسرک فلافل فروش شهید محمد هادی ذوالفقاری آقا پیمان صاحب فلافل فروشی جوادین ع: هادی از سال ۱۳۸۳ که یک بچه مدرسه ای بود به مغازه می آمد و کار می کرد. خیلی سریع کار را یاد گرفت و استاد کار شد. من چند بار او را امتحان کردم، دست و دلش […]

ادامه مطلب

  خاطره مادر شهید مصطفی صدرزاده   آبان سال ۱۳۹۰ بود, من اهواز خدمت پدر بودم ،ساعت ۱۴ متوجه شدم که سردار تهرانی مقدم و چندتا از نیروهایشان در انفجار موشکی شهید شدند. شب بود که مصطفی طبق معمول همیشه زنگ زد واحوال پرسی کردیم ولی اون صدای شاد همیشگی را نداشت، وقتی بیشتر ازش […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : شهادت در راه امام خمینی(ره) ، شهید محمود سرشاری     رزمنده‌ای داشتیم به نام« محمود سرشار»، که هنگام پاک‌سازی منطقه سروآباد، در حالیکه تمثال کوچک ‌حضرت امام را بر سینه‌اش نصب کرده بود به دست ضد انقلاب اسیر شده. آنها عکس امام را در حالی که زنده بود با گوشت بدنش از سینه او […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا : لقمه حلال در شکم مادر ، شهید حسین خرازی     هر کس خودش می داند چه کند تا فرزندش صالح شود اما جدای از اینکه حاج حسین از طرف خدا نمونه شده بود، دقت در خوردن نان حلال در پرورش حاج حسین بسیار مؤثر بود. من قبل از دوران تولد فرزندانم خیلی […]

ادامه مطلب

  خاطرات شهدا: رعایت بیت المال شهید عباس بابایی رعایت حق بیت المال حضرت آیت الله شهید صدوقی یک دستگاه پیکان به شهید بابائی اهدا کرده بودند؛ ولی ایشان آن خودرو را متعلق به خود نمی دانستند و با آن کارهای اداری انجام می‌داد. روزی جهت انجام کاری اضطراری ماشین را به امانت گرفتم و به […]

ادامه مطلب