منو

سبد خرید کوچک

  دلنوشته مادر شهید مدافع حرم عباس دانشگر     عباس من برای مردن حیف بود. او باید شهید می‌شد. این اواخر فوق‌العاده شده بود، نماز خواندنش را خیلی دوست داشتم، خیلی زیبا نماز می‌خواند. با نگاه کردن به او هنگام نماز آرامش می‌گرفتم. یقین داشتیم عباس شهید می‌شود. وقتی پسرم رفت از خدا خواستم […]

ادامه مطلب

  دلنوشته شهید ابراهیم هادی     امشب اشک چشمانم را کم سو کرده است و شوق دیدار مرا بی تاب چشمانم سویی ندارد برای دیدن میشود ساعت قرارمان را بگویی ؟ امشب؟ اگه بدانم لحظه ای درخوابم می آیی شبانه روزم را میخوابم. قرار ما درتنهایی من است.قرارما تنها مداد و کاغذمن است و […]

ادامه مطلب